خرید بک لینک
۱۳ دی امسال وبلاگ من ۹ ساله شد پست ده سال پیش ندارم که به سنتی که شباهنگ پا نهاده عمل کنم اما امشب که خیلی حالم بده و داغونم و خوابم نمیبره و .... داشتم به پست های قبلیم نگاه میکردم یه پست پیدا کردم ک

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

دیشب وقتی داشتم موهامو سشوار میکشیدم که اصلا کار روتینی تو زندگی من نیست و فقط از ترس سرما خوردن دارم انجامش میدم،داشتم فکر میکردم چه آرزوهایی داشتم که حالا خیلی ساده هر روز دارمشون و دیگه بهشون فکر ن

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

اگر من اون دختری بودم که از هفت سالگی تو پانسیون های بوستون زندگی میکرد و پدرش جایی وسط خاورمینانه تجارت میکرد و مادرش جایی آونورتر از خودش در یکی از ایالات سرد کانادا طبابت و معتقد بودن پانسیون جای ب

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

استمرار و مقاومتی که من در نخواندن پاتولوژی دارم در کارهای دیگه داشتم الان داشتم یه سندروم به اسم خودم ثبت میکردم!

ولی واقعا حیف اسممه بره رو سندرم:/

با این پست خزعبل نویسی را به وبلاگ هم کشاندیم...

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

وقتی یه دوست خیلی نزدیک و صمیمی تو یه مورد زندگیش اشتباه کنه و شما هر طور که عقلتون برسه با آرامش و مهربونی با کتاب با سخنرانی روانشناسی با دعوا بگید مشکل دقیقا همونجایی هست که تو نمیتونی رهاش کنی! و

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

1.وقتی تو جمع بچه های رشته های مختلف هستم و یکدفعه میبینم یکی میگه ترم دو هستم و من نگاش میکنم میگم اینکه همسن من میزنه بعدیادم میاد من ترم دهی هستم مفهوم زمان برام پیچیده تر میشه هی! تو همین جمع چند

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

اون موقع هاا که سودای فلسفه خونی داشتم و تب نوجوونیم با فلسفه بروز پیدا کرده بود بازیگوشانه سری به هر مکتبی تفکری میزدم و ورجه و وورجه کنان از کنارش رد میشدم و ته همه ی خوندن ها و دیدن ها وشنیدن ها ب

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

شاید دیدن کلمه تیتر مثل خیلی از کلمه های دیگه برامون بار جنسیتی داره و من دقیقا با همین نکته اش مشکل دارم! با همین بار جنسیتیش دقیقا با همین که شده یک اصل!نیاید بگید این بخاطر بهداشت و سلامتی که من نه

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

من مثل بقیه دخترها نیستم که وقتی تلفن برمیدارم و صدایم را از فرسنگ ها دورتر میشنود کلمه ی اول به دوم نرسیده باشد بفهمد امروز حوصله ندارم امروز را دلم میخواسته بمانم تو رختخواب تا ابد.من ای چیزهارا بلد

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

کاش یک طوری بگذرد این روزهای در وطن خویش غریب بودن

وطن اینجا نه کشوره نه شهره نه خونه وطن اینجا جسمه

این روزها تو جسمم غریبم

سخت غریبم و تنها

از پس تنهایی عظیم روحم در محبس جسم بر نمیام

اینهمه بی قراری

این حجم سرخوردگی

این همه اشتیاق برای مرگ

اما نه برای مرگ طول کشیده شده برای مرگ یکدفعه ای

مرگ طولکشیده اطرافیان را آزار میدهد زجر میکشد خود آدم و پیرامونش

من از اینهمه در وطن خویش غریب بودن خسته ام

کاش یکی در باز کند برای فرار جسم از روح

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 8:10

صفحه بندی